کارایی که از شروع سیکل کردم
من از آخرای پریود آخرم که دیگه فقط لک بینی مونده بود شروع کردم به خوردن روزی یه قاشق سیاهدانه و عسل و دارچین
البته تا یه هفته خوردم بعدش عسلمون تمام شد دیگه نخریدم خخخ
عرق کلپوره خریدم هفته ای دو بار میخوردم هر بار یه استکان تا قبل پانکچر. زیادیش هم میگن خوب نیست برا بدن
هر روز عصر هم تو چایی چوب دارچین و هل میریختم با خرما کنجد میخوردم
آجیل و 4مغز هم خریده بودیم میخوردیم
تو غذاهامم فلفل سیاه و دارچین و سیاهدونه میریختم
از بعد پانکچر روزی یه لیوان شیرسویا خوردم با روزی سه تا سفیده تخم مرغ پرنمک که هایپر نشم، دوغ و مرغ پخته نمک زده هم زیاد خوردم
بعد از روز انتقال شیرسویا با یه قاشق جوانه گندم و دو قاشق نشاسته مخلوط کردم خوردم تا تقریبا یه هفته
از همه مهم تر اینکه اصلا استرس نداشتم، تا میرفتم تو فکرای منفی شروع میکردم تو تلگرام و اینا جک میخوندم یا قرآن میخوندم آروم شم
در ضمن خواهرمم همه فیلمای خانوادگی رو با لب تاپش برام گذاشت که سرم گرم شه فکر نکنم
استراحت مطلق نداشتم ولی کار هم نمیکردم
پس فردای انتقال رفتم حمام ولی رو 4پایه نشستم با آب نسبتا خنک چون تو اهواز خیلی گرمه آب خنک اذیتمون نمیکنه
حمامای بعدی سرپا بود ولی کلا کوتاه مدت، یه روز درمیون حمام میرفتم
واسه برداشتن قرصام و شیاف و اینا خودم پا میشدم
یا کاری داشتم کلا خودم پامیشدم کسی رو صدا نمیکردم
ولی خونه مادرم بودم هیچ کاری نکردم، فقط کارای شخصی و کمی راه رفتن تو خونه
هر 12 ساعت هم شیاف سیکلوژست
یبوست هم داشتم که کمپوت گلابی میخوردم و هندوانه بهتر میشدم
راستی کمپوت آناناس هم از همون روز انتقال تا دو سه روز خوردم
ولی زیاد نه
کلا یه کمپوت رو تو چند روز خوردم
البته تا یه هفته خوردم بعدش عسلمون تمام شد دیگه نخریدم خخخ
عرق کلپوره خریدم هفته ای دو بار میخوردم هر بار یه استکان تا قبل پانکچر. زیادیش هم میگن خوب نیست برا بدن
هر روز عصر هم تو چایی چوب دارچین و هل میریختم با خرما کنجد میخوردم
آجیل و 4مغز هم خریده بودیم میخوردیم
تو غذاهامم فلفل سیاه و دارچین و سیاهدونه میریختم
از بعد پانکچر روزی یه لیوان شیرسویا خوردم با روزی سه تا سفیده تخم مرغ پرنمک که هایپر نشم، دوغ و مرغ پخته نمک زده هم زیاد خوردم
بعد از روز انتقال شیرسویا با یه قاشق جوانه گندم و دو قاشق نشاسته مخلوط کردم خوردم تا تقریبا یه هفته
از همه مهم تر اینکه اصلا استرس نداشتم، تا میرفتم تو فکرای منفی شروع میکردم تو تلگرام و اینا جک میخوندم یا قرآن میخوندم آروم شم
در ضمن خواهرمم همه فیلمای خانوادگی رو با لب تاپش برام گذاشت که سرم گرم شه فکر نکنم

استراحت مطلق نداشتم ولی کار هم نمیکردم
پس فردای انتقال رفتم حمام ولی رو 4پایه نشستم با آب نسبتا خنک چون تو اهواز خیلی گرمه آب خنک اذیتمون نمیکنه
حمامای بعدی سرپا بود ولی کلا کوتاه مدت، یه روز درمیون حمام میرفتم
واسه برداشتن قرصام و شیاف و اینا خودم پا میشدم
یا کاری داشتم کلا خودم پامیشدم کسی رو صدا نمیکردم
ولی خونه مادرم بودم هیچ کاری نکردم، فقط کارای شخصی و کمی راه رفتن تو خونه
هر 12 ساعت هم شیاف سیکلوژست
یبوست هم داشتم که کمپوت گلابی میخوردم و هندوانه بهتر میشدم
راستی کمپوت آناناس هم از همون روز انتقال تا دو سه روز خوردم
ولی زیاد نه
کلا یه کمپوت رو تو چند روز خوردم
غذاهای گرم هم نمیخوردم
ادویه جات و فلفل کلا ممنوع. زرشک و زعفران و شوید و اینا کلا ممنوع
توالت فرنگی استفاده میکردم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۵ ساعت 19:23 توسط شاپرک
اینجا دل نوشته های یه منتظره