<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>انتظار من</title>
<link>https://entezareman66.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 01 Aug 2025 15:10:46 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>پسرکم هشت ساله شده</title>
<link>https://entezareman66.blogfa.com/post/88</link>
<description>بعد از سالها یادم افتاد به این وبلاگ میدونم دیگه کسی وبلاگ نویسی نمیکنه ولی ممکنه تو سرچ گوگل اتفاقی کسی این مطالب رو بخونه پسرک قشنگم الان تقریبا هشت سال و نیمشه امسال کلاس سوم میره کلاس زبان و موسیقی هم میره و در همه زمینه ها خدا رو شکر بسیار باهوش و زرنگه و یادگیری خیلی خوبی داره و نمراتش عالیه خیلیم بامحبت و مودبه خدا رو شکر خدا قسمت همه منتظران کنه انشالله دیگه هم بچه دار نشدم چون برای آی وی اف و انتقال جنین اقدام نکردم دیگه دکترم هم از ایران رفت</description>
<pubDate>Fri, 01 Aug 2025 15:10:46 +0330</pubDate>
<dc:creator>entezareman66</dc:creator>
<guid>entezareman66.blogfa.com/post/88</guid>
</item>
<item>
<title>سورنا ۵.۵ ماهه شد</title>
<link>https://entezareman66.blogfa.com/post/87</link>
<description>سلام خیلی وقته نیومدم اینجا یه جورایی یادم رفته بود درگیر بچه داری شدم دیگه. خدا به همه منتظرا بچه بده ان شالله الان نظرات تائید نشده رو خوندم و خیلی خجالت کشبدم از اینکه جواب ندادم😔 اول اینکه نمیدونم نوشته بودم یا نه من تو کلینیک زکریا کیانپارس اهواز پیش دکتر دیباوند ای وی اف شدم که خدا حفظش کنه ان شالله هر چی لازم بود برام انجام داد درباره تغذیه ام و کارایی که کردم تو ارشیو مرداد ماه نوشتم سوالات درباره همین چیزا بود اگه سوال دیگه ای بود در خدمتم سعی</description>
<pubDate>Mon, 25 Sep 2017 09:40:56 +0330</pubDate>
<dc:creator>entezareman66</dc:creator>
<guid>entezareman66.blogfa.com/post/87</guid>
</item>
<item>
<title>۴۰ روز گذشت</title>
<link>https://entezareman66.blogfa.com/post/86</link>
<description>چه زود گذشت فردا ۴۰ روزگی پسر گلمه تو این مدت اصلا مهلت نداد بیام چیزی بنویسم پسر خوبیه خدا رو شکر ولی نوزاد این سنی مسلما مراقبت شبانه روزی میخواد البته چند روزی هم هست بی قراری هاش بیشتر شده چند روزه سرماخورده و همش سرفه میکنه😔 خیلی دلم میسوزه کاش نوزادا مریض نمیشدن هر روز نگاهش میکنم و خدا رو شکر میکنم و دعا میکنم این روزا قسمت همه منتظرا بشه خدا رو شکر سر فرصت باید بیام بیشتر بنویسم یه چیزایی نباید یادم بره پسر گلم باید فرصت بده که مامانش همه لحظات</description>
<pubDate>Fri, 12 May 2017 08:29:43 +0330</pubDate>
<dc:creator>entezareman66</dc:creator>
<guid>entezareman66.blogfa.com/post/86</guid>
</item>
<item>
<title>روز زایمان</title>
<link>https://entezareman66.blogfa.com/post/85</link>
<description>خب اگه ان شالله فرصت بشه میحوام از زایمانم بگم قرار بود ۳۸ هفته و ۴ روز به بعد سزارین بشم یعنی ۲۲ فروردین یا ۲۴ فروردین روز ۱۳ فروردین امسال بود که بخاطر اینکه نمیتونستم جای دوری برم رفتیم خونه برادرم و پارک نزدیکشون ۳۷ هفته و ۲ روز بودم . روز ۱شنبه بود. قرار بود ۴شنبه برای ویزیت اخرم برم پیش دکتر. اون روز حس میکردم ترشحاتم بیشتر شدن. عصرش رفتیم خونه برادرم که دیدم بین ترشحاتم رگه های قهوه ای هست.</description>
<pubDate>Fri, 28 Apr 2017 14:20:07 +0330</pubDate>
<dc:creator>entezareman66</dc:creator>
<guid>entezareman66.blogfa.com/post/85</guid>
</item>
<item>
<title>دکتر دیباوند</title>
<link>https://entezareman66.blogfa.com/post/84</link>
<description>قرار بود بیام درباره روز زایمانم بنویسم ولی هنوز فرصت نشده. یه بار نصفه نوشتم که پسرم گریه کرد و بدون سیو کردن ولش کردم و نوشته هام پرید حالا سر فرصت ان شالله مینویسم تو کامنتا ادرس و تلفن و نحوه نوبت دهی دکتر دیباوند رو خواسته بودن مطبش که از اول اردیبهشت تغییر مکان میده ادرس جدیدش اینه: کیانپارس. خ پهلوان شرقی. تقاطع اردیبهشت. مجتمع پزشکی اوسینا. طبقه سوم تلفن مطب جدید رو نمیدونم ولی شماره ای که زیر اگهی ادرس جدید زده بودن اینه:۰۹۱۶۶۳۶۴۰۶۵ نوبت دهیش هم</description>
<pubDate>Sun, 16 Apr 2017 17:28:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>entezareman66</dc:creator>
<guid>entezareman66.blogfa.com/post/84</guid>
</item>
<item>
<title>پایان بارداری و تولد پسر گلم</title>
<link>https://entezareman66.blogfa.com/post/83</link>
<description>من زایمان کردم و پسر قشنگم به دنیا اومد هفته ۳۷ و ۳ روز خدا رو شکر که یه پسر صحیح و سلامت و خوشگل بهم داد. سرم حسابی شلوغ شده. بزودی میام گزارش کامل میدم که چی شد که پسرم به دنیا اومد و زایمان چطور بود</description>
<pubDate>Fri, 07 Apr 2017 16:15:56 +0330</pubDate>
<dc:creator>entezareman66</dc:creator>
<guid>entezareman66.blogfa.com/post/83</guid>
</item>
<item>
<title>۳۶ هفته و ۳روز</title>
<link>https://entezareman66.blogfa.com/post/82</link>
<description>امروز ۳۶ هفته و ۳روز از بارداریم میگذره. رفتم سونوگرافی. یکم استرس داشتم چون دو روز بود حرکات پسرم کم شده بود. رفتم سونوگرافی جورابیان. خیلی دوستش دارم. دکترش خیلی باحوصله همه چی چک میکنه و توضیح میده. خلاصه گفت همه چی نرماله شکر خدا. جفت قدامی. موقعیت جنین سفالیک. مایع آمنیوتیک نرمال. ضربان قلب نرمال گفتم چک کنه خدایی نکرده بند ناف دور گردن بچه نباشه که گفت نیست. جنسیت هم دوباره تائید کرد که پسره.</description>
<pubDate>Mon, 27 Mar 2017 17:31:52 +0330</pubDate>
<dc:creator>entezareman66</dc:creator>
<guid>entezareman66.blogfa.com/post/82</guid>
</item>
<item>
<title>فردا عیده😚😚😚😚</title>
<link>https://entezareman66.blogfa.com/post/81</link>
<description>سال نو همگی مبارک فردا ۳۰ اسفند ۹۵ و اخرین روز سال ۹۵ هست ساعت یک ظهر سال تحویله دقیقشو نمیدونم خخخخ منم امروز ۳۵ هفته و ۲روز هستم خدا رو شکر چیزی نمونده به تولد گل پسرم اتاق خوشگلشو چیدیم . ساک بیمارستانشم بستم. عکسای بارداری هم گرفتم هووووورا فقط منتظرم پسر گلم به سلامتی بیاد بغلم خدا رو شکر فقط یه مشکلی اضافه شده به مشکلات بارداریم غذا میخورم بدجوری سر دلم‌میمونه. انگار اصلا هضم نمیشه و تا گلوم میاد.</description>
<pubDate>Sun, 19 Mar 2017 10:05:19 +0330</pubDate>
<dc:creator>entezareman66</dc:creator>
<guid>entezareman66.blogfa.com/post/81</guid>
</item>
<item>
<title>ورود به ماه ۹ بارداری</title>
<link>https://entezareman66.blogfa.com/post/80</link>
<description>امروز ۳۴ هفته و ۳ روزمه. این یعنی اینکه دیگه وارد ماه ۹ شدم. خدا رو صد هزار مرتبه شکر... جمعه ۲۷ اسفند که ۳۵ هفتم کامل میشه چهارمین سالگرد عروسیمونه. همون روز میرم عکسای بارداریمو بگیرم به امید خدا امروز رفتم دکتر. شکر خدا همه چی نرمال بود. یه سونو نوشت که تو ایام عید انجام بدم. در واقع آخرین سونوم... احتمالا بین هفتم تا ۱۴ فروردین میرم تاریخ سزارین هم ۲۲ یا ۲۴ فروردینه راستی دیروز کمد و تخت پسرم رسید.</description>
<pubDate>Mon, 13 Mar 2017 11:56:07 +0330</pubDate>
<dc:creator>entezareman66</dc:creator>
<guid>entezareman66.blogfa.com/post/80</guid>
</item>
<item>
<title>پایان هفته ۳۴</title>
<link>https://entezareman66.blogfa.com/post/79</link>
<description>سلام فردا هفته ۳۴ رو تمام میکنم خدا رو شکر طبق گفته دکترم باید این هفته ریه تکمیل شده باشه🤔 امیدوارم... دیروز پسرم حسابی منو نگران کرد از صبح اصلا تکون نمیخورد. همه کاری کردم... هر کاری که تو نت خونده بودم یا شنیده بودم... دیگه تو فکر بودم عصر برم سونو... تا طرفای ۳ ظهر که باباش اومد شیطون شروع کرد تکون خوردن😅 انگار دلش باباشو میخواست بچه پررو😆😆😆 قربون پسر گلم بشم عوضش امروز حسابی جبران کرد😍😍😍😍 استرسای بارداری تمام نمیشن...</description>
<pubDate>Thu, 09 Mar 2017 16:33:33 +0330</pubDate>
<dc:creator>entezareman66</dc:creator>
<guid>entezareman66.blogfa.com/post/79</guid>
</item>
</channel>
</rss>
